انقلاب اسلامی و اقتدار منطقه ای جمهوری اسلامی ایران

فرزان شهیدی
نتیجه تقابل ایران و آمریکا در عراق، یکی از مهم ترین نشانه های پیروزی انقلاب اسلامی بر استکبار جهانی در غرب آسیاست که به مناسبت سالروز ایام پیروزی انقلاب اسلامی، این موضوع را به عنوان دستاورد بزرگی از انقلاب اسلامی مورد بازخوانی قرار می دهیم.
پیروزی انقلاب اسلامی ایران در بهمن ماه 1357، معادلات منطقه ای را دستخوش تحولات تازه ای کرد. ظهور جمهوری اسلامی ایران با رویکرد استکبارستیزی و مبارزه با صهیونیسم، خواب استعمارگران نوین را آشفته کرد و طرح های توسعه طلبانه آنان را در غرب آسیا نقش بر آب نمود. یکی از عرصه های هماوردخواهی میان ایران و آمریکا، عراق بود که به رغم فشارهای فزاینده دشمنان، سرانجام پیروز این معرکه، محور مقاومت به رهبری ایران بود و آمریکایی ها در این عرصه شکست سختی را با هزینه های فراوان متحمل شدند. در حالی که پیش از انقلاب اسلامی، دولت ایران تحت اراده و نفوذ آمریکایی ها قرار داشت، در سال های بعد از انقلاب، این روند معکوس شد و این روزها آمریکایی ها نه تنها در منطقه جایگاهی ندارند، بلکه هزینه های زیادی را نیز پرداخت کرده اند و دونالد ترامپ در رقابت های انتخاباتی سال قبل آمریکا، پرده از بخشی از این هزینه های بیهوده برداشت.

 نتیجه تقابل ایران و آمریکا در عراق، یکی از مهم ترین نشانه های پیروزی انقلاب اسلامی بر استکبار جهانی در غرب آسیاست که به مناسبت سالروز ایام پیروزی انقلاب اسلامی، این موضوع را به عنوان دستاورد بزرگی از انقلاب اسلامی مورد بازخوانی قرار می دهیم.

اشغال عراق توسط آمریکا

در 20 فروردین 1382 تانک های آمریکایی وارد بغداد شدند و خبر سقوط دیکتاتور عراق بر صدر عناوین رسانه های جهان نشست. نیروهای مارینز مجسمه برنزی صدام را در میدان فردوس به زیر کشیدند و موجی از شادی عموم مردم عراق را فراگرفت.

این شادی اما به تدریج تبدیل به اندوه شد؛ زیرا آمریکایی ها برای اشغالگری و تحقق اهداف و منافع خود پا به عراق گذاشته بودند، نه آزادی مردم عراق. بنابراین مسئولین عراقی از جمله جلال طالبانی، رییس جمهور وقت عراق، از لفظ اشغالگر استفاده کرده و ضمن اظهار نگرانی از اوضاع عراق اعلام کرد روند کنونی کشورش بر خلاف آن چیزی است که احزاب و گروه های عراقی طراحی و پیش بینی کرده بودند.

آمریکایی ها از ابتدای جنگ عراق تلاش کردند در سایه مصوبات شورای امنیت همچون قطعنامه 1546 به حضور خود در عراق مشروعیت ببخشند، اما با افزایش انفجارات و ناامنی ها و انتشار برخی از اسناد جنایات آمریکایی ها در عراق، مخالفت علیه اشغالگری چه در داخل عراق و چه در سطح خارج گسترش یافت.


 

پیامدهای جنگ و بحران عراق تا حدی بود که آمریکایی ها ناچار به اعتراف به اشتباهات خود در عراق شدند و مقوله تکرار تجربه ویتنام بر سر زبان ها افتاد. از طرفی سازمان القاعده در عراق سر برآورد و شبح تروریسم و نزاع های خونین طائفه ای بر سر عراقی ها سایه افکند. مقامات آمریکایی اقداماتی همچون انحلال ارتش و ساختار بعث را عامل تشدید بحران امنیتی در این سرزمین قلمداد کرده و از طرفی اتخاذ سیاست مشت آهنین از سوی کاخ سفید، با انتقادات فراوانی در داخل و خارج امریکا مواجه شده و شعارهای ضد جنگ رو به افزایش نهاد.

محاسبات غلط دولت جرج بوش پسر باعث شد تا هزینه های عراق برای آمریکایی ها و مردم عراق و منطقه، سرسام آور باشد. برنامه ریزان جنگ در واشنگتن بر این باور بودند که عراقی ها از حضور سربازان آمریکایی در عراق استقبال خواهند کرد، اما مردم عراق به سیاست های آمریکا با دیده تردید می نگریستند و نه تنها برای سربازان آمریکایی فرش قرمز پهن نکردند، بلکه مخالفت خود را با اشغالگری اعلام نمودند.

با شکست جمهوری خواهان، باراک اوباما از حزب دموکرات، در حالی به ریاست جمهوری رسید که حمله به عراق را سیاستی غلط دانست، ولی از آن جایی که وی وارث جنگی پرتلفات با تبعات جهانی شده بود، چاره ای جز ادامه آن نداشت.

عقب نشینی مفتضحانه

واقعیت های جنگ و اشغالگری در عراق نشان داد هزینه ها و پیامدهای منفی جنگ برای آمریکا بیش از دستاوردهای آن بوده است. به همین دلیل ادامه فشارهای داخلی و خارجی علیه آمریکا موجب شد دولت آمریکا در سال 1387 توافق نامه ای را با دولت نوری مالکی امضا کند. طبق این توافق نامه امنیتی موعد عقب نشینی نیروهای آمریکایی از عراق تا پایان سال 2011 میلادی تعیین شد.
با خروج آخرین سربازان آمریکایی از عراق، جنگ و اشغالگری 9 ساله در این کشور پایان یافت. شمار نظامیان آمریکائی اعزام شده به عراق در مقطعی به ١٧٠هزار نفر رسیده بود و ارتش آمریکا پیش از خروج از عراق صاحب ٥٠٥ پایگاه در عراق بود. با خروج نیروهای آمریکا از عراق، مسئولیت تأمین امنیت کشور به نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی عراق محول شد.


 

در این جنگ نزدیک به 4500 تن از نظامیان آمریکائی جان خود را از دست دادند و دولت آمریکا نزدیک به یک تریلیون دلار هزینه کرد. شمار غیرنظامیان عراقی که قربانی این جنگ شدند بیش از یک میلیون نفر اعلام شده است. زیرساخت های اقتصادی عراق نیز در سطح گسترده ای نابود شد که عراقی ها هنوز از پیامدهای آن در رنج هستند.

البته تلاش هایی از سوی آمریکا برای تمدید حضور نیروهای آمریکایی در عراق صورت گرفت، اما با توجه به برخی اختلافات از جمله موضوع اعطای حق مصونیت قضایی به سربازان آمریکایی، تمدید صورت نگرفت. تنها قرار شد ١٥٧ نظامی آمریکا برای آموزش افراد ارتش عراق و یک واحد از تفنگداران دریائی این کشور برای حفاظت از سفارت آمریکا در عراق باقی بمانند.

آمریکایی ها با توجه به فشارهای سیاسی، امنیتی و روانی و شرایط دشوار و هزینه های گزاف حضور در عراق، ناچار به خروج از این کشور شدند. در آن زمان برخی رسانه های منطقه ای از این عقب نشینی به «فرار» تعبیر کردند که چندان دور از واقع نبود. طبق برخی نظرسنجی هایی که آن زمان انجام شد، بیش از 90 درصد مردم عراق خواهان خروج اشغالگران و تحقق استقلال کشور خود بوده اند.

از سال 2011 تا 2014 آمریکا حضور نظامی پررنگی در عراق نداشت، اما با حضور سیاسی و دیپلماتیک خود تلاش زیادی کرد تا در روند سیاسی، امنیتی، اقتصادی و حتی فرهنگی عراق تاثیرگذار باشد.

ظهور داعش

در سال 2014 که مصادف با اعلام موجودیت داعش بود، معلوم شد آمریکایی ها در این مدت بیکار نبوده و با استفاده از بازماندگان القاعده و با بهره گیری از شرایط ملتهب منطقه (به ویژه بحران سوریه) گروه جدیدی را بازتولید کرده اند که طی مدت کوتاهی موفق شد حدود یک سوم عراق را تصرف کند.

داعش یک گروه تکفیری و دنباله ای از سازمان القاعده بود که در زمان اشغال عراق توسط نیروهای امریکایی، به وسیله ابومصعب زرقاوی پایه ریزی شد. با کشته شدن ابومصعب و نیز جانشین او ابوعمر بغدادی، رهبری داعش به ابوبکر بغدادی رسید که خود را خلیفه مسلمین معرفی کرد.


 

داعش با حمایت های خارجی، به لحاظ سازماندهی و آموزش و تسلیحات در سطح بالایی قرار داشت. در داخل عراق نیز داعش با بازماندگان بعثی پیوند خورد و از تجارب افسران بعثی بهره جست. از طرفی، داعش در مناطق عشایری و سنی نشین به جذب نیرو پرداخت و موفق شد از مخالفت و اعتراضات استان های سنی نشین علیه دولت مرکزی عراق به خوبی بهره برداری کرده و از آنان در نبرد با دولت استفاده کند.

از سوی دیگر، برخی مقامات دولتی، نظامی و امنیتی در استان های سنی نشین به ویژه موصل، مرتکب خیانت شده و عملا با داعش وارد همکاری شدند.

ظهور داعش در عراق بهانه ای بود که اشغالگران آمریکایی هر چند با تعداد کمتر، بار دیگر وارد این کشور شده و به احداث پایگاه های جدید پرداختند. بهانه این حضور مجدد، ادعای کمک به دولت عراق در نبرد با داعش و آموزش و تجهیز نیروهای عراقی بود.
سرانجام در ژولای سال 2017 عراقی ها پس از جنگی دشوار و تحمل خسارت های فراوان، نابودی داعش را جشن گرفتند و دارالخلافه مورد ادعای داعش در شهر موصل فروریخت. به این ترتیب آمریکا هر چند مدعی مبارزه با داعش بود و به این منظور یک ائتلاف جهانی تشکیل داده بود، اما شکست تازه ای را در عراق متحمل شد؛ زیرا نابودی داعش به نام عراق (دولت، ارتش و نیروهای مردمی) و با کمک های خاص جمهوری اسلامی ایران نوشته شد.

نقش جمهوری اسلامی ایران

جمهوری اسلامی ایران با اقتدار نظامی و نفوذ معنوی خود، از دیرباز نقش و جایگاه تعیین کننده ای در منطقه داشته است. پس از حملات نظامی آمریکا و هم پیمانانش به افغانستان و عراق، این نقش پررنگ تر شد، به گونه ای که آمریکایی ها به نقش ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای اعتراف کردند و حتی در مقطعی از ایران برای کمک به امنیت وثبات عراق دعوت به مذاکره کردند.
در واقع جنگ عراق و تحولات پس از آن باعث شد ایران تبدیل به یکی از بازیگران اصلی منطقه شود و نه تنها عراق، بلکه سایر معادلات منطقه نیز از تاثیرات جمهوری اسلامی ایران بدور نماند. البته اشغالگران آمریکایی به خاطر ناکامی های فراوان میدانی و سیاسی در عراق، به فرافکنی روی آورده و به اتهام افکنی علیه کشورهای همسایه عراق خصوصا ایران و سوریه پرداختند و این دو کشور را عامل ناامنی در عراق و منطقه معرفی کردند و یا از مقولاتی چون «هلال شیعی» و بسط نفوذ ایران در منطقه سخن گفتند.
از ابتدا معلوم بود که این گونه اتهامات بدون آن که مبنای واقعی داشته باشد، برخاسته از خصومت امریکا با محور مقاومت است و سران کاخ سفید قصد داشتند با این فرافکنی از یک سو شکست های خود را در عراق و منطقه پوشش دهند و از دیگر سو بر تهران و متحدانش اعمال فشار کنند.


 

بر خلاف اتهامات امریکایى ها، ایران موفق شد نقش مهمی در برقراری امنیت و ثبات در عراق و منطقه ایفا کند. این نقش برخاسته از مسایل تاریخی و ارتباطات دیرینه ای بود که ایران با کشورهای منطقه داشت و فراتر از موضوعات سیاسی بوده و بلکه دارای ابعاد دینی، مذهبی، فرهنگی و اقتصادی می باشد.

نیروهای سیاسی حاکم بر عراق بعد از صدام به طور عموم از هم پیمانان جمهوری اسلامی ایران محسوب شده و در دوران رژیم صدام از حمایت های ایران برخوردار بوده وبرخی از آن ها مدت ها در ایران زندگی کرده اند. به همین دلیل جمهوری اسلامی ایران از روند سیاسى عراق و دولت و پارلمان منتخب و قانونی عراق حمایت کرد و نخستین کشوری بود که در بغداد سفیر معرفی نمود.
بدین ترتیب ایران، با حاکمیت جدید عراق ارتباط برقرار کرده و به همکاری و همیاری با نظام نوین عراق پرداخت و تجارب خویش را در اختیار آن ها قرار داد. در بعد فرهنگی و دینی نیز جمهوری اسلامی ایران در میان مردم عراق تاثیر تعیین کننده ای داشت. برای نمونه در درگیری های مذهبی کافی بود تا علما و مراجع ایرانی در کنار مراجع نجف اشرف به صدور فتوا بپردازند تا موج این درگیری ها که پس از انفجار حرمین شریفین در سامرا در سال 1384 به اوج خود رسیده بود، فروکش کند. این در حالی بود که آمریکایی ها هرگز قادر به مهار این موج گسترده‎ ناامنی نبوده و بلکه در مقابل، با اجرای سیاست «آشوب سازنده» یکی از مهمترین عوامل ناامنی و بحران در عراق محسوب می شدند.

منافع اصولی ایران در عراق، بر سر کار بودن دولتی پایدار و برقراری امنیت در این کشور است و این در حالی است که به گفته یکی از تحلیلگران امریکایی نمی‎ توان یک کشور دیگر را در منطقه نام برد که خواستار موفقیت دولت عراق باشند. کشورهاى عربی سنی عمدتا حاکمیت جدید عراق را بدین خاطر که شیعیان همسو با ایران در آن به اکثریت دست یافته اند، برنمی تابند و حتی مقامات عربستان صراحتا به آمریکایی ها گفته اند شما با حمله به عراق و سرنگونی صدام، عملا عراق را به ایران تقدیم کرده اید.
ارائه اتهامات واهی علیه جمهوری اسلامی ایران در همین راستا صورت می گیرد، چون آمریکایی ها نگران نقش مثبت و تاثیرگذار جمهوری اسلامی ایران در عراق و منطقه هستند و به همین دلیل در میان رژیم های عربی نوعی هراس و نگرانی از ایران و نفوذ فزاینده آن پدید آورده اند.

مبارزه با داعش

بخش دیگری از نقش آفرینی جمهوری اسلامی و تاثیر گفتمان انقلاب اسلامی در عراق، در عرصه مبارزه با تروریسم تکفیری داعش خود را نشان داد. با درخواست و توافق دولت عراق، مستشاران نظامی سپاه پاسداران با محوریت نیروی قدس به عراق اعزام شده و به یاری ارتش و نیروهای مردمی عراق در کارزار علیه داعش شتافتند.

مهمترین دستاورد سپاه در عراق، کمک به سازماندهی نیروهای مردمی موسوم به حشدالشعبی بود که با فتوای مرجعیت شیعه شکل گرفت. حشدالشعبی خیل عظیمی از داوطلبان عراقی بود که در واقع بر اساس الگوی «بسیج» در جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده و آموزش دیده بودند. این الگو در عراق پس از مدتی نه چندان طولانی، موفقیت خود را نشان داد و گروه تروریستی ـ تکفیری داعش را تار و مار کرد. این در حالی بود که ائتلاف به اصطلاح ضد داعش به رهبری آمریکا با آن همه ادعاهای واهی و تجهیزات پیشرفته، قادر به شکست داعش نبود.

نقش ایران در شکست داعش به حدی برجسته بود که حتی رسانه های معاند نتوانستند آن را مخفی کنند. روزنامه الشرق الاوسط وابسته به عربستان سعودی در ژانویه 2015، در گزارشی نوشت: واقعیت تاریخی – صرف نظر از شیرین یا تلخ بودن آن - این است که کمک ایران، تاثیرگذار و بسیار بیشتر از چیزی بود که علنی شد. ایران به عراقی‌ها برای متوقف کردن پیشروی داعشی‌ها کمک شایانی به عراق کرد.

الشرق الاوسط می افزاید: کسانی که - از هر طایفه‌ای در عراق- خواستار متوقف کردن داعشی‌ها و درهم شکستن آنها بودند نمی ‌توانستند با کمک ایران مخالفت کنند. اقلیم کردستان کمک‌های گسترده و سریع تسلیحاتی از ایران را دریافت کرد. در بغداد مشاوران و یگان‌ های کوچک از نیروهای عملیات ویژه ایران مستقر شدند و استقرار در مناطق عملیات در دیاله و جنوب بغداد و شمال و غرب این شهر را آغاز کردند. استقرار این نیروها به اضافه جایگاه شناخته شده آنها در بین فراکسیون‌های سیاسی و نیروهای مسلح عراق موجب توقف داعش شده و به سرعت معادلات را دگرگون کرد.


 

خبرگزاری آمریکایی آسوشیتد پرس(AP) نیز در آگوست 2015، در تحلیلی از اوضاع عراق نوشت: به گفته فرماندهان شبه نظامیان و مسئولین عراقی، یک ژنرال قدرتمند ایرانی به عنوان سردمدار تاکتیک‌ های جنگی در جنگ عراق علیه تروریست‌های داعش پدیدار شده و در خط مقدم در کنار 120 مشاور سپاه پاسداران ایران برای هدایت شبه نظامیان و نیروهای دولت در ریزترین جزئیات جنگ فعالیت می ‌کند. این خبرگزاری در ادامه نوشته است: نقش شگفت ‌آور و عملی ژنرال ایرانی، قاسم سلیمانی، میزان تکیه دولت عراق به متحدش، یعنی تهران را نشان می ‌دهد. این موضوع یک تضاد آشکار با روش و رویکرد محتاطانه آمریکا که رقیب ایران در بدست آوردن نفوذ در عراق است را نشان می‌ دهد. این در حالی است که مسئولین دولتی عراق خشم خود را از کمک نکردن آمریکا بروز می ‌دهند.

جمع بندی

در پایان باید گفت منویات و راهبردهای امام راحل(ره) مبنی بر صدور انقلاب اسلامی، پس از سال ها در منطقه و به ویژه عراق تحقق یافته است. عراقی ها از دیرباز استعمارستیز بوده اند، اما طی سال های اخیر به برکت انقلاب اسلامی، فرهنگ مقاومت در عراق نهادینه شده و دولت و مردم عراق نسبت به سیاست های جنگ افروزی و اشغالگری امریکا به دیده خصومت می نگرند.
با توسعه و تحکیم مبانی انقلاب اسلامی به ویژه فرهنگ مقاومت، استکبار جهانی و صهیونیسم طی سالیان گذشته شکست های سختی را در برابر این گفتمان چشیده اند. علاوه بر فلسطین، سوریه و یمن، عراق نمونه بارزی از شکست راهبرد استعماری آمریکا در منطقه غرب آسیا است؛ کشوری که آمریکایی ها پروژه های سهمگینی را علیه آن اجرا کردند؛ از جنگ و اشغالگری گرفته تا ایجاد و حمایت از گروه داعش. اما همه این طرح ها با شکست مواجه شد و البته خود اعتراف دارند که یکی از عوامل مهم و اساسی این شکست ها، نقش و نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه با تکیه بر گفتمان انقلاب اسلامی بوده است./

پایگاه بصیرت