ارزیابی شما از راهبرد عربستان در یمن پس از تحولات اخیر چیست؟
پرسش:
پاسخ:

 

دو کشور عربستان و يمن به دلايل مختلف سياسي و راهبردی، روابط پيچيده و قابل تأملي طي سه دهه گذشته برقرار کرده‌اند. حاکميت خاندان سعودي در عربستان و علي عبداله صالح در يمن و نيز تلاش آنها براي حفظ حاکميت در بسياري از موارد، آنها را در کنار يکديگر قرار داده است. از زمان وحدت يمن شمالي و جنوبي در دهه 90، اين روابط ابعاد گسترده‌تري به خود گرفت؛ به ويژه اينکه منافع آل سعود و صالح به يکديگر گره خورد. در نگاه راهبردی عربستان، جایگاه جغرافیایی یمن و نوع روابط و تعامل آن در سال‌های گذشته، این کشور را از نظر اثرگذاری بر امنیت ملی عربستان، در سطح کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس قرار می‌دهد. به همین دلیل در تمامی بحران‌ها و تحولات یمن در دهه‌های گذشته، عربستان بازیگری فعال و اثرگذار بوده است. حداقل از دهه 1980 به بعد، عربستان سعودی، با کمک‌های سخاوتمندانه خود تسکینی بر مشکلات یمن و متعاقباً وفاداری یمن به عربستان بوده است.

يمن با 555 هزار كيلومتر مربع مساحت و حدود 22 ميليون نفر جمعيت، بخشي از شبه جزيره عربستان است و از اين رو بررسي اهميت اين تحولات حتماً بايد در چهارچوب موقعيت بين‌المللي و منطقه‌اي شبه جزيره که تركيبي از هفت كشور است، صورت گيرد. شبه جزيره عربستان مهم‌ترين گلوگاه انرژي، ترانزيت كالا و بازار تجارت بين‌المللي به حساب مي‌آيد. اين موقعيت وقتي به موقعيت كشورهاي پيراموني خليج فارس (ايران و عراق) اضافه شود، از اهميت فزون‌تري برخوردار می‌شود. نزديك به نيمي از ذخاير راهبردی انرژي در اين منطقه قرار دارد و در اين ميان تضمين صدور بي‌مسأله انرژي به كشورهاي غرب از اهميت ويژه‌اي برخوردار است. يمن حداقل داراي چهار موقعيت ويژه ژئوپليتيك است؛ اشراف يمن بر خليج عدن، اشراف كامل و بي‌رقيب آن بر مهم‌ترين تنگه راهبردی جهان (باب المندب)، اشراف كامل بر آبراه حساس درياي سرخ، تسلط يمن بر كوه‌هاي راهبردی(مران) كه از سواحل عدن آغاز و تا منطقه طائف در جنوب غرب كشيده مي‌شود. با اين وصف تحولات يمن، به تحول عمده در شبه جزيره و حتي مناطق اطراف آن - شاخ آفريقا و.‌. . - منجر مي‌شود.

عربستان در سال‌هاي اخير به دقت تحولات داخلي يمن را دنبال کرده و از مسائل داخلی این کشور آگاه بوده است. آل سعود از زمان شكل‌گيري جنبش شيعيان صعده و متحد شدن قبايل شيعه در استان‌هاي صعده و آل عمران با ظرافت بيشتري اين تحولات را پي‌گيري كرده است. از ديدگاه آل سعود، شيعيان صعده خطر بالقوه‌اي براي وهابيت به شمار مي‌روند؛ به خصوص اينكه مانع بزرگي براي گسترش تفكرات آنها در خاك يمن هستند. علاوه بر اين، خاك يمن، مأمن مطمئني براي مخالفان سياست‌های عربستان به شمار مي‌رود. به اين دلیل از جنگ چهارم الحوثي‌ها در سال 2004، آل سعود متوجه نفوذ و تأثيرگذاري شيعيان در تحولات داخلي يمن و مناطق مرزي عربستان شد. اقدام نظامي عربستان از آن جهت صورت گرفت كه اين کشور احساس كرد ممكن است بحران داخلي يمن به اين كشور منتقل شود؛ چراكه استان‌هاي شيعه‌نشين (جازان و الشرقيه) در مجاورت مرز يمن قرار دارند. كارشناسان امنيتي منطقه نيز بر اين اعتقاد هستند كه پس از اينكه دولت عربستان با دخالت‌هاي مستقيم براي سركوب الحوثي‌ها از طريق دولت مركزي يمن به نتيجه‌اي نرسيد، خود دست به كار شد و با همه توان و قوا به خاك آن كشور لشكركشي كرد.

با آغاز بحران فراگیر یمن که با سقوط مبارک در مصر همراه شد، نگرانی‌های گسترده‌ای را در ریاض برانگیخت. سعودی‌ها که به تازگی بزرگ‌ترین متحد خاورمیانه‌ای خود را از دست داده بودند، با خطر دیگری در جنوب یمن و نیز خطر تسری این دگرگونی‌ها به خاک خود مواجه شدند. افزون بر آن، با بحران قیام‌های مردمی در عمان، اردن و به خصوص بحرین روبه‌رو بودند. این امر تحرک ریاض در قبال بحران یمن را به تأخیر انداخت. اما پس از غالب آمدن بر اعتراضات داخلی و بحران بحرین، عربستان باز هم در چهارچوب شورای همکاری، ابتکاری برای حل و فصل بحران گسترده یمن مطرح کرد. آمريكا و عربستان سعودي براي جلوگيري از انتقال فوري امواج انقلاب يمن به شبه جزيره، ابتدا تلاش كردند تا جابه‌جايي قدرت در يمن در چهارچوب توافق صورت گيرد. از اين رو رياض دو هفته ميزبان گروه‌هايي از رهبران معارضان بود، ولي در نهايت به جايي نرسيد و پس از آن به حرارت انقلاب در يمن افزوده شد. سعودی‌ها ابتدا تلاش کردند برای برون‌رفت صالح از بحران به راهکارهای سیاسی پناه ببرند، پس با استفاده از شورای همکاری خلیج فارس طرح خود را برای حفظ ساختار سیاسی یمن دنبال کردند، اما با شکست این طرح، اکنون آنها به طرفداران صالح تجهیزات نظامی می‌دهند. محور سیاست سعودی‌ها در یمن، برقراری ارتباطی قوی با رهبران اپوزیسیون یمن برای کنترل اوضاع آن کشور است. در واقع سعودی‌ها با قدرتمندترین رهبران اپوزیسیون حزب اسلام‌گرای اصلاح ارتباط نیرومندی دارند. عربستانی‌ها درصدد پیشبرد سناریویی در یمن هستند که بر مبنای آن متحدانشان در یمن به قدرت رسیده و دگرگونی‌ها را از این طریق تا حدودی کنترل کنند.

در پایان می‌توان چنین گفت که هر چند یمن از جایگاه راهبردی در محیط پیرامونی عربستان برخوردار است، اما ادامه مداخله در يمن در درازمدت عربستان را با چالش‌هایي در داخل و خارج روبه‌رو خواهد كرد؛ چراكه هزينه‌های مداخله و افکار عمومی، چيزي نخواهد بود كه عربستان بتواند آنها را نادیده بگیرد. به عقيده تحليل‌گران نظامي، گزینه مناسب برای عربستان اين است كه با عدم دخالت در امور داخلی یمن اجازه دهد تا مردم یمن خود راه‌حل برون‌رفت از اين بحران را پيدا كنند.