این مطلب ۲۲۱۸ بار خوانده شده
شهید حجت‌الله آقاملایی:

هنوز خون شهدای کربلا می‌جوشد/ خون حسین (ع) در رگ ما جریان دارد

شهید «حجت‌الله آقاملایی» در بخشی از وصیتنامه خود نوشته است: ای امت شهیدپرور قهرمان! هنوز خون شهدای کربلا می‌جوشد و ما وظیفه داریم انتقام آن خون‌هایی را که مظلومانه به زمین ریخته شد، بگیریم پس به هوش باشید و بیدار، گول عوامل شرق و غرب را نخورید که دشمن امروز در کمین است.

هادي نيوز:  شهید «حجت‌الله آقاملایی» فرزند اکبر در سال ۱۳۴۷، در روستای «ننيز عليا» از توابع شهرستان بافت به دنیا آمد.

 
وی تحصیلات خود را تا اول‌ متوسطه ادامه داد و به سبزپوشان سپاه پاسداران ملحق شد.
 
حجت‌الله پس از سال‌ها پاسداری از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۶۸ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
بخشی از وصیتنامه شهید حجت‌الله آقاملایی

با سلام بر مهدی موعود، یگانه منجی عالم بشریت و نائب بر حقش امام امت و با سلام و درود بی‌کران بر شهدای راه حق و آزادی بویژه گلگون‌کفنان کربلای اسلام و درود بی‌پایان برفرشتگان پاکدل زمین، بسیجیان مخلص، پاسداران شب زنده‌دار، شیران روز و زاهدان شب و سلام برخانواده‌های معظم شهدا، اسرا، مفقودین، معلولین و مجروحین و سلام بر پدر و مادر و همسر و برادران و خواهران عزیزم.

خدایا! من از دنیا وارستم. از همه چیز خود دست شسته‌ام. دلیلی ندارد که تسلیم ظلم و کفر شوم و خود را به طاغوت بفروشم. من می‌سوزم تا راه حق را روشن کنم و همة قید و بندها را بریده‌ام که آزادانه در معرکه حیات جولان دهم.

خدایا! مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق را ببینم و جمال زیبای تو را مشاهده کنم.

خدایا! پستی و بلندی دنیا و ناپایداری روزگار را همیشه در نظرم جلوه‌گر ساز تا فریب زرق وبرق عالم خاکی مرا از یاد تو دور نکند.

خدایا! تو شاهد باش که من با جان و دل و با عشق و علاقه زیاد به تو، پا در این راه نهاده‌ام و دنیا و همة اقشار ملت و شما مردم ایثارگر و انقلابی هم بدانید که من آگاهانه و با انتخاب خودم، قدم دراین راه گذاشتم و از زمانی که به این راه آمده‌ام روزبروز که از عمرم می‌گذشت موفّق‌تر و پربارتر در زندگانی گام برمی‌داشتم و لذا اگر توفیق پیدا کردم و شهادت نصیبم شد، امیداوارم به جای آنکه برای من گریه و زاری کنید، از خدای بزرگ برایم طلب آمرزش و مغفرت برای گناهان و خطاها و غفلت‌های گذشته‌ام کنید.

شما ای پدر و مادرم! به خدا سوگند اگر شرک نبود، به پای شما سجده می‌کردم؛ شمایی که بعد از خداوند تمام وجودم و هستی‌ام از شماست و من نتوانستم قدر یک لحظه از زحمات طاقت‌فرسا و کمرشکن شما را بدانم و از اینکه گاهی در بچگی نافرمانی شما را می‌کردم طلب عفو می‌نمایم.

و اما شما ای ملت ایثارگر و انقلابی! ای امت شهیدپرور قهرمان! هنوز خون شهدای کربلا می‌جوشد و ما وظیفه داریم انتقام آن خون‌هایی را که مظلومانه به زمین ریخته شد، بگیریم پس به هوش باشید و بیدار، گول عوامل شرق و غرب را نخورید که دشمن امروز در کمین است و منتظر است تا ما را خواب بیندازد و به ما حمله‌ای دیگر کند ولی آنان نمی‌دانند که هنوز در خون و رگ ما خون حسین (ع) است زیرا حسین (ع) زنده است و زنده خواهد ماند.

پس ای برادران عزیز و همشهریان محترم! خط اصیل رهبر در پیش گرفته و از آن منحرف نشوید، پشتیبان روحانیت اصیل باشید و دوش به دوش همگام با آنها در خط انقلاب قدم بردارید و بر ندای ملکوتی و حسینی رهبر گوش فرا داده، مطیع اوامرش باشید که همانا حکم و فرمان خداوند است.

آری! برخیزید و به بی‌تفاوتی‌ها پشت پا بزنید و به ظلمت‌ها بشورید و بدانید که امروز کربلا همان کربلاست خیمه‌های سوخته‌اش را بنگرید، علی‌اکبرهایش را دریابید و فریاد مظلومیت علی‌اصغر را به گوش جهانیان برسانید. خطبه‌های زینب را به یادآورید و همدوش وهمگام مانند عباس دلاور بر سپاه کفر بشورید.

چون حسین تشنه لب به کوی یار بشتابید که رسیدن به او اشک می‌خواهد و از دنیا و علائق مادی بریدن می‌خواهد، خون می‌خواهد و از جان گذشتن.

آری، روح مطهر شهیدان تو را می‌خواند به دانشگاهی که دانشجویانش پس از مجاهدت‌های بسیار، نه فارغ‌التحصیل می‌شوند بلکه فارغ‌الدنیا می‌شوند و کارنامه قبولیشان را در سرای جاوید از پروردگارشان دریافت می‌کنند.

و شما ای برادران و خواهران عزیرم و تو ای همسر مهربانم! اگر بخوبی درک نمایی که شهید چه مقامی دارد زندگی خود را به یکباره «فی سبیل‌الله» می‌کردید و به سوی جبهه حق علیه باطل می‌شتافتید.

هیچ وقت مال دنیا ارزشی ندارد و اسلام همیشه سرمایه‌ای‌ست که هم در قلب و هم در دست است. شب و روز در زمان و غیره برای امام دعا کنید برادرانم هر جایی که هستید وحدت خود را نشان دهید زیرا ما انقلاب کرده‌ایم برای پیاده کردن اسلام و این میسر نمی‌باشد جز با وحدت شما.

اگر یک روز فلان چیز نبود، ناراحت نشوید و شما ای برادرانم! بدانید که من سرافراز شدم و امروز با سرافرازی و سربلندی فریاد می‌زنم که تفنگم را بیاورید تا سینه دشمن را سوراخ کنم که تحمل این همه نامردمی را ندارم.

خدایا! می‌توانم زنده بمانم و نفس کشیدن خود را ببینم در حالی که هر روز بهترین عزیزان از ما جدا می‌شوند، آخر مگر این ملت آزادی‌خواه و حق‌پرست چه کرده است که اینچنین ناجوانمردانه بهرشان بسیج گشته‌اند، آخر مگر در این دنیا استقلال و آزادی جرم است که اینچنین ملت‌های اسلامی را به محاصره اقتصادی و نظامی می‌کشند.

ای مادر! کفنم را بیاور تا بپوشم که خون من از خون امام حسین (ع) و علی‌اصغر (ع) به خون خفته رنگین‌تر نیست و به جهانخواران شرق و غرب، به منافقان کور دل بگوئید که اگر خانه و کاشانه‌ام رابه آتش بکشید، اگر گلوله‌های شما قلبم را سوراخ کند آرزوی شنیدن یک کلمه ضعف و زبونی و آرزوی فروختن دینم را به گور خواهید برد.

به آنها بگوئید که اگر پیکرم را زنده زنده پاره کنند، اگر پاره‌های تنم را با آتش بسوزانند، اگر خاکسترم را به دریا بریزند، از دل امواج دریا صدایم را خواهید شنید که اسلام پیروز و کفر و نفاق نابود است.

آری! تفنگم را بیاورید تا قلب کثیف صدامیان را نشانه روم و انتقام تمامی شهیدان راه عشق و آزادی و خداوند، به خصوص انتقام برادر شهید غلامحسین را بگیرم، هرچند که گرفته‌ام.

و در آخر از همگی شما، همه، التماس دعا دارم که برای امام و پیروزی رزمندگان و ظهور هر چه زودتر مهدی (عج)، دعایتان کم نشود و دعای کمیل، توسل و زیارت عاشورا را از یاد نبرید. هرگز آنان که من با خط آنها مخالف بودم یعنی منافقین کور دل و ضدانقلاب اجازه ندهید در تشییع جنازه و در مجلس عزای من شرکت کنند.

دفاع پرس

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

image