این مطلب ۷۹ بار خوانده شده
خلیل علی محمدزاده

روز طبیعت در خانه بمانیم و کرونا را به دَر کنیم

بیایید اوقات پرالتهاب و تلخ این روزها را با اراده، روحیه و انضباط قوی به روزهای آرامش و آسایش و البته تلاش خستگی ناپذیر در سال جهش تولید تبدیل کنیم. بیایید همه با هم برای مقابله با کرونا در یک رزمایش عمومی، همنوایی، همدردی، همنوعی و همراهی ملی را به نمایش بگذاریم.

 این روزها هر وقت یاد شهید حاج قاسم سلیمانی می افتم. پیش خود به دو چیز می اندیشم. اول اینکه؛ چرا این اواخر اشتیاق شهادت او را کاملا بی تاب کرده بود؟ بعد با خود می گویم؛ می دانست که اگر زودتر شهید نشود، می میرد. و باز با خود می گویم: پاداش سالیان دراز مجاهدت های او جز شهادت نبود. او واقعا لایق شهادت و دیدار خدای خویش بود.

دوم اینکه؛ این انسان مومن و مخلص رهیده از دست خود و جهیده از نقص خویشتن چه نقشی بر روی زمین داشت که از وقتی که او ما را ترک گفته، زمین و زمان چنین به هم ریخته و جهانی دیگر در حال پردازش هست. و بعد با خود می گویم: مگر می شود برکت وجودی شهیدی که با شهادت خود این همه شکوه و عظمت الهی آفرید، در پیشگاه خدا خالی از تاثیر باشد.

می خواستم در باره ی بحران کرونا با مردم سرزمینم سخن بگویم. قلم را که برداشتم یاد آن شهید عزیز افتادم و یاد آن جمله طلایی او، که فرمود: میزان فرصتی که در دل بحران هاست، در خود فرصت ها نیست، به شرط اینکه نترسید، نترسیم و نترسانیم.

اپیدمی بیماری های واگیر و به ویژه پاندمی ها، وضعیت بحران است. رمز اولیه مقابله با بحران، نترسیدن است. ترس مرضی، اضطراب و نگرانی تولید می کند و سیستم دفاعی را در هم می ریزد و زمینه شکست را فراهم می آورد. پس برای مبارزه با این دشمن سلامت جسم و روح، اول باید نترسیم و نترسانیم.

نترسیدن به این معنی نیست که بی اعتنا به نقش مخرب ویروس و بی توجه بر موازین پیشگیری، در دل خطر برویم و آثار سوء آن را به جان بخریم و به جان های دیگر نیز بدمیم، بلکه نترسیدن به مفهوم هوشیاری و تسلط بر خود و استواری بر راهبرد مبارزه و پیروزی است.

پس راهبرد مبارزه با این بیماری و شکست آن، اول نترسیدن و نترساندن است و بعد هم هوشیارانه در خانه ماندن و رعایت مقررات بهداشتی و فاصله اجتماعی است. معنی اپیدمی، همه گیری در یک منطقه و یا کشور و معنی پاندمی، همه گیری در جهان است. بنابر این در مبارزه علیه این بیماری، همه با هم، تمام دولت ها و مردم کل دنیا باید مشارکت کنند و سهم ایفا نمایند.

این ویروس و این بیماری چیست؟

خلاصه بگویم؛ ویروس کرونای جدید که کووید ۱۹ را ایجاد می کند، نه داروی اختصاصی دارد و نه واکسن. بیماری به شدت مسری و واگیردار است. شیوع بالا و مرگ و میر بدی دارد. این ویروس مدتی و یا مدتها بر روی اشیاء و سطوح باقی می ماند. با قطرات تنفسی و از طریق تماس دستان آلوده به چشم ها، دهان و بینی منتقل می شود. اینها اهم مطالب عمومی است که ما در باره این ویروس جدید می دانیم.

با اپیدمی این ویروس و بیماری چه باید کرد؟

اصول مقابله با این ویروس خیلی مفصل و مطول نیست. مبانی آن دو چیز بیشتر نیست؛ در خانه ماندن و شستشوی مکرر دست ها با آب و صابون. مراقبت و پیشگیری موثرترین، کوتاهترین و عاقلانه ترین راه است. مراقبت از اینکه آلوده نشویم و دیگران را آلوده نکنیم. از انسان های دیگر و حیوانات فاصله بگیریم. شکست این ویروس به فضل و رحمت الهی و نیز با قطع زنجیره انتقال بیماری میسر است. باید تا حدی که ممکن است کار، تفریح، آموزش ، ورزش، سرگرمی ها و علاقمندی ها به خانه منتقل شود. خانه امن ترین و بهترین جا برای مصون ماندن از بیماری است.

مقابله با این بیماری، سبک زندگی خاصی را می طلبد. فاصله گرفتن از اجتماع و افراد یکی از موارد مهم است. فرق نمی کند این اجتماع در مسجد باشد یا بازار، در پارک باشد یا فروشگاه، در اتوبوس باشد یا مترو، در کلاس درس باشد یا ورزشگاه، جشن باشد یا عزا، در یک کلام این بیماری برای فصل کردن آمده و ما برای مقابله با آن، همه باید به هم وصل شویم. همبستگی، انسجام و وحدت رفتاری داشته باشیم. اگر عده زیادی از مردم دستورالعمل های بهداشتی را رعایت کنند ولی عده ای ولو اندک رعایت نکنند، پیروزی حاصل نخواهد شد و یا اینکه با صرف هزینه و تلفات بسیار زیاد این بحران را پشت سر خواهیم گذاشت.

در چنین بحران هایی همه در یک کشتی نشسته ایم. همه باید پروتکل واحدی را اجرا کنیم. مثل این است که هواپیما آماده پرواز می شود و از مسافرین خواسته می شود، تلفن های همراه خود را خاموش کنند. اگر کسی اینکار را نکند، همه احساس مسئولیت می کنند. همه تذکر می دهند. سرانجام کسی را که رعایت نمی کند، وادار به اطاعت می کنند. اصلا غیر از این نمی شود. اینجا هم مسئله به همین شکل است. یک بیمار در صورتی که موازین بهداشتی را رعایت نکند و در جامعه بچرخد در عرض یکماه می تواند چهارصد و شش نفر را مبتلا نماید. هیچ کس نسبت به این مسئله بی تفاوت نمی ماند.

برخی افراد و یا حتی متخصصان پزشکی ممکن است با تسامح و از روی ناآگاهی بگویند بالاخره عده زیادی باید این بیماری را بگیرند، تا ایمنی جمعی ایجاد شود. این گفته استدلال لرزانی دارد. چرا که اولا امکانات درمانی هیچ کشوری در چنین حالتی پاسخگو نیست. ثانیا در اینصورت مرگ و میر بسیار بالایی اتفاق می افتد. ثالثا هیچ کس نمی داند با ابتلا به این بیماری جزو ۸۰ درصدی خواهد بود که دچار نوع خفیف و معمول بیماری می شوند و یا در طیف بیست درصد شدید قرار خواهد گرفت که بخشی از آن ها قطعا به امکانات فوق تخصصی و آی سی یو و … نیاز دارند. عده ای هم در این میان متاسفانه جان می سپارند. بیماری را ما انتخاب نمی کنیم که به جای درجه شدیدش، درجه خفیفش را برگزینیم و یا بیماری با درمان ارزان را تقاضا کنیم.

آنچه مسلم است اینکه؛ در اپیدمی ها نباید هیزم آتش شد. باید از آلودگی دوری گزید. این هم به صلاح خودمان هست و هم به صلاح مجموعه های درمانی کشور، تا اینکه آنها بتوانند به موارد فوری و اولویت دار رسیدگی کنند و انرژی خود را برای روزهای سخت تر ذخیره سازند. باید با پیشگیری و مراقبت از خود و دیگران، به متخصصان و کارشناسان زمان دهیم که دارو، درمان و واکسن بیماری را پیدا کنند. در غبار آلودگی های راه باید سیاست صبر و انتظار پیشه نمود،تا جاده روشن شود و افق دور آن دیده شود.

و اما به لحاظ مدیریتی باید سناریویی را انتخاب کرد که با صرف حداقل هزینه، بیشترین فایده، اثربخشی و مطلوبیت را داشته باشد. گاهی حداقل هزینه و بیشترین دستاورد در سناریویی هست که  حسب شرایط به نظر سخت گیرانه به نظر می آید. اینکه کشور را تعطیل کنیم، اما به جای در خانه ماندن، عده ای مسافرت کنند و در اجتماع بچرخند، یا افراد بخشی از موازین را رعایت و بخشی دیگر را به سلیقه و دلخواه خود واگذارند، به قول معروف حکایت ضرب‌المثل؛ هم پیاز را خورد، هم فلک شد و هم پول داد، را تداعی می کند.

اجازه بفرمایید به این حکایت اشاره ای کوتاه داشته باشم. “روزی مرد رهگذری بر سر پیاز و پیازکاری با کشاورزی بحث و جدل می‌کرد. رهگذر از بی‌خاصیتی پیاز می‌گفت و کشاورز از فواید آن. و در نهایت رهگذر با کشاورز درگیر شد. مردم چون این دو را در حال نزاع دیدند، آن‌ها را به محکمه بردند. قاضی حکم کرد که مرد رهگذر برای جلب رضایت کشاورز، پولی به او بدهد. مرد رهگذر که آدم خسیسی بود، قبول نکرد. قاضی گفت: با این حساب یا باید چوب بخوری یا یک کیسه پیاز، انتخاب با خود تو. رهگذر دید که پول که نمی خواهد بدهد. چوب خوردن هم درد دارد. راضی شد تا پیاز را بخورد. قاضی دستور داد، پیاز آوردند. مرد هنوز دو سه تا پیاز نخورده بود که گفت: چوبم بزنید. چوب و فلک آوردند. هنوز چند ضربه نخورده بود که فریاد زد: دست نگه دارید. پول می‌دهم. به این ترتیب او هم پیاز خورد، هم چوب خورد و هم پول داد.»

حالا برگردیم به مسئله خودمان، مدت زیادی است که تقریبا همه بخش های کشور مگر موارد ضروری به خاطر شیوع ویروس کرونا، به حالت تعطیل، تعلیق و رکود درآمده اند، تا ما در خانه بمانیم و توصیه ها را جدی بگیریم، تا هر چه سریعتر با کنترل اپیدمی بیماری شرایط به وضعیت عادی برگردد. هم تعطیلی و تحمل ضرر و هم بی اعتنایی برخی و ایجاد خسران های بعضا جبران ناپذیر، همان حکایت خوردن پیاز و چوب و دادن پول است. همه این تعطیلی ها برای در خانه ماندن ماست. در این زمینه باید قاطعیت نیز به خرج داد. سیزده به‌در و تا آخر فروردین ماه امسال با ماندن در خانه به جای رفتن به سوی در و دشت، کرونا این ویروس منحوس را از سرزمین خودمان به‌در کنیم. زیرا قرار است؛ یا چوب و یا پیاز یکی از اینها را بخوریم و نه هر دو را توامان درکنار سومی، که آن سومی خود حکایت مستقل آش کشک خاله است و در هر حال به پای هر کداممان مقداری نوشته شده است.

بیایید اوقات پرالتهاب و تلخ این روزها را با اراده، روحیه و انضباط قوی به روزهای آرامش و آسایش و البته تلاش خستگی ناپذیر در سال جهش تولید تبدیل کنیم. بیایید همه با هم برای مقابله با کرونا در یک رزمایش عمومی، همنوایی، همدردی، همنوعی و همراهی ملی را به نمایش بگذاریم. در اینصورت خدای مهربان هم ما را از این ابتلاء و بلا هر چه زودتر نجات خواهد داد و درس ها و عبرت های این روزها را ذخیره و دستاورد بهتر زیستن ما در آینده قرار خواهد داد. ان شاءالله

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند                  چنان نماند و چنین نیز نخواهد ماند

فارس

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

image