این مطلب ۳۲۸ بار خوانده شده
قاسم حبيب زاده

کم‌کاری و طلبکاری؟!

یک چهره معروف سیاسی که در ۴۰ سال گذشته در سمت های مختلف حکومتی مسئولیت داشته.....

 یک چهره معروف سیاسی که در ۴۰ سال گذشته در سمت های مختلف حکومتی مسئولیت داشته و به جز دولت احمدی نژاد، حامی و مدافع دولت‌های موسوی، هاشمی و خاتمی و اکنون نیز حامی و مدافع دولت روحانی می باشد و سال ها در مرکز تحقیقات استراتژیک ریاست جمهوری و مسئولیت‌های مهم دیگری قرار داشته، در نامه‌ای سرگشاده و بدون هیچ اشاره ای به قدر و سهم خود و جریان سیاسی که وی مدافع و حامی آن بوده است، اوضاع کشور را بحرانی و مسئول این بحران را مدیریت رهبری اعلام کرده و از ایشان می‌خواهد برای حل مشکلات جامعه در روش مدیریت خود تجدید نظر کنند.

 

  در این خصوص چند نکته قابل عرض است:

 ۱) یکی از اهدافی که برای نگارش نامه از سوی آقای موسوی خوئینی‌ها متصور است، بازسازی چهره خود و مطرح شدن در حد رهبر جبهه اصلاحات است که با توجه به پرداخت بیش از حد رسانه‌های انقلابی و غیر انقلابی به این موضوع، به نظر میرسد وی به این هدف خود رسیده است.

 ۲ ) فضاسازی برای طلبکاری جریان سیاسی مورد حمایت وی، در عین کم کاری و مسئولیت نشناسی آنها .

۳ ) وی اوضاع کشور را بحرانی ترسیم می‌کند، اما نمی گوید کدام بخش جمهوری اسلامی ایران بحرانی است. قدرت دفاعی کشور، پیشرفتهای علمی آن، سیاست های منطقه ای،  استقلال کشور و  یا بخش‌های اقتصادی و فرهنگی وضعیت خوبی ندارند؟

 ۴)  اگر جواب بحران در همه شئون کشور است، که سخنی به گزافه است، دوست و دشمن بر پیشرفت‌های دفاعی، علمی، سیاست‌های منطقه‌ای و در کل قدرت و اقتدار کشور صحه می گذارند. اما اگر منظور، حوزه‌های اقتصادی و فرهنگی نابسامان است، حق با نویسنده است البته با طرح یک سوال؟       

چرا وضعیت کشور به جز دو حوزه اقتصادی و فرهنگی خوب است ولی در این دو حوزه مشکل داریم؟

 ۵ )جواب سوال فوق در یک جمله است؛ فرامین و هشدارهای رهبری در حوزه‌های علمی، سیاست‌های منطقه‌ای ، توانمندسازی های دفاعی و تاکید بر استقلال از جانب مسئولان ذیربط به کار گرفته شده، اما مسئولان دو حوزه فرهنگی و اقتصادی در سال‌های گذشته و حتی از سال ۱۳۷۰ که رهبر معظم انقلاب اسلامی هشدارهای صریحی در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی می‌دادند، به طور شایسته و بایسته مورد توجه مسئولان آن امور ، قرار نگرفت، لذا امروز با وضعیت نامطلوبی در این دو حوزه مواجه هستیم.  خلاصه کلام آنکه رهبر معظم انقلاب به جد به مردمسالاری دینی معتقدند و رای مردم را به رسمیت می شناسند، اما از موضع رهبری همواره هشدارها و تذکرات لازم را به مسئولان و مردم می‌دهند و آنجا که کار دست منتخبان مردم بوده است، قطعاً آن منتخبان باید پاسخگوی اعمال و مسئولیت‌های خویش باشند نه اینکه پس از پایان مسئولیت خویش، ادای اپوزیسیون را درآورده و با فرار از پاسخگویی نسبت به مسئولیت های خود، رهبری را مقصر ناکارآمدی ها در حوزه های اقتصادی و فرهنگی معرفی نمایند.

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

image