این مطلب ۱۵۷ بار خوانده شده

بازنگاهی به جایگاه خليج فارس در تحولات منطقه/ نقي پوررضايي

 

 

اين منطفه راهبردي در مجاورت جمهوري اسلامي ایران اهميت راهبردي دارد و باید بتوان از این ظرفیت ژئوپلیتیکی به نحو احسن استفاده کرد و تنگه هرمز و سواحل طولانی ما در خلیج فارس این ظرفیت را به فرصت استراتژیک تبدیل خواهند کرد.

 

منطقه درياي جنوب خاصه خليج فارس يكي از مناطق مهم و حساس جهان است. به طور كلي اهميت اين منطقه در حدی است كه عده اي لقب قلب زمين يا هارتلند را به آن نهاده اند. علت اين اهميت چيست؟ چرا منطقه خليج فارس داراي اين همه ويژگي و اهميت راهبردي است؟

اگر بخواهيم اهميت اين منطقه را برشمريم در يك نگاه كلي مي توان گفت: «منطقه خليج فارس جزء معدود مناطقي است كه تمام مزيت هاي ژئواستراتژيك، ژئواكونوميك، ژئوپلتيك و ژئوكالچرال را يك جا دارا است.»

حال مي خواهيم خيلي كوتاه به اهميت ژئوپلتيكي اين منطقه حساس از دنيا بپردازيم.

ملاحضات ژئوپلتيكي اين منطقه را مي توان اينگونه برشمرد:

۱_  در زمان جنگ سرد و رقابت بين دو ابرقدرت شرق و غرب خليج فارس به همراه چند كشور منطقه به عنوان سدي در مقابل نفوذ كمونيسم مطرح بودند. در آن زمان آمريكا به دليل عدم حضور خود در منطقه از يك دكترين دوستوني استفاده مي كرد. بر همين اساس بود كه عربستان بعنوان يكي از ستون هاي آمريكا مورد توجه سياست هاي آمريكا بود و ستون ديگر ايران نيز به عنوان ژاندارم منطقه در جهت حفظ منافع آمريكا حضور داشت.

۲_  دومين عامل مهم، حركت انقلاب اسلامي در ايران و از دست دادن يك از ستونهای آمريكا در منطقه بود. پيروزي انقلاب اسلامي باعث نگراني شديد آمريكا و غرب شد. زيرا آمريكا می دانست پيروزي انقلاب اسلامي باعث الهام ديگر كشورها شده و تفكر صدور انقلاب اسلامي موجب بيداري ملت ها خواهد شد (كه البته اين موضوع پس از ۳۰ سال اتفاق افتاد.) اين حركت باعث توجه بيشتر ابرقدرت شرق به آبهاي گرم جنوب شد. آنها می دانستند که بيداري ملت ها، سقوط ملت هاي دست نشانده را به دنبال خواهد داشت. در همان موقع كارتر رئيس جمهور وقت آمريكا اعلام كرد: «سياست ما براي هم بايد روشن باشد. هرگونه تلاش از جانب هر قدرتي براي كنترل و تسلط بر منطقه خليج فارس به منزله تهاجم به منافع حياتي ايالات متحده آمريكاست و چنين تهاجمي با تمام امكانات از جمله توان نظامي رفع خواهد شد.»

اين ادعاي كارتر توسط دولت بعدي آمريكا يعني دولت ريگان اينگونه طرح شد:«اين منطقه به دليل منابع انرژي، موقعيت استراتژيك و ضربه پذيري در مقابل كمونيسم براي ايالت متحده آمريكا اهميت حياتي دارد.»

۳_  امنيت رژیم صهیونیستی به عنوان مهم ترين متحد استراتژيك آمريكا در منطقه براي آمريكا بسيار حياتي است. آمريكا عليرغم همه تلاش هاي خود هنوز نتوانسته است طرح صلح خاورميانه را عملي سازد. گرچه بسياري از سران محافظه کار عرب در مقابل اين تفكر آمريكا كرنش كرده اند ولي بسياري از ملت ها هنوز نتوانسته اند با اين موضوع كنار بيايند.

۴_  اختلافات ارضي بين كشورهاي منطقه غرب آسيا كه برخي از آنها نيز در حوزه خليج فارس مستقر هستند به عنوان يك موضوع مهم ژئوپلتيكي در منطقه است که خود می تواند زمینه بروز اختلاف و بحران باشد.

۵_  وجود اختلافات مذهبی، قبيله اي و نژادي در منطقه كه هر از گاهي اين اختلافات تبديل به جنگ و نزاع بين كشورهاي منطقه مي شود و برخی از دولت های عرب منطقه از این اختلافات به نفع خود بهره می برند و با تشکیل گروههای تندرو و تروریستی امنیت منطقه را به خطر انداخته اند. نمونه آن تشکیل گروه تروریستی داعش است که محصول مشترک عربستان سعودی، قطر و رژیم صهیونیستی است. از طرفي اختلاف ايدئولوژيك نيز بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران بدان اضافه شده است. به طوري كه ملت ها حسابشان از دولت ها جدا شده و بيشتر ملت هاي منطقه خواهان استقرار حكومت اسلامي به جاي دولت هاي دست نشانده و غرب گرا در منطقه هستند این موضوع زمینه تحولات بیداری اسلامی را در منطقه فراهم کرد.

۶_  يكي ديگر از ملاحظات ژئوپلتيكي منطقه وجود دولت هاي دست نشانده در منطقه است. به طوري كه غالب اين حكومت ها قبيله اي و موروثي بوده و بدون حمايت آمريكا قادر به ادامه حيات نيستند. همانطور که اشاره شد، پديده بيداري اسلامي در منطقه نشان داد دولت هاي منطقه بدون حمايت آمريكا توانايي اداره كشور را ندارند و پدیده ایران هراسی نیز از جمله مسائل امنیتی وارداتی قدرت های فرامنطقه ای نظیر آمریکاست. تا اداره امور همچنان به دست امریکا و متحدان منطقه ای اش باشد.

اما از مهم ترين و اساسي ترين ملاحظات ژئوپلتيكي منطقه خليج فارس وجود تنگه هرمز در اين منطقه است كه به آن اهميت ژئو استراتژيكي داده است. جنبه هاي ژئواستراتژيكي منطقه تنگه هرمز را مي توان اينگونه نوشت:

۱) قرار داشتن در مسير انتقال نفت مورد نياز جهان غرب به عنوان يك نقطه كنترل و اعمال فشار بدليل نياز اروپا، ژاپن، آمريكا و استراليا به نفت منطقه خليج فارس اين منطقه را در فضاي ژئواستراتژيك قرار مي دهد. لذا از تنگه هرمز به عنوان نقطه كنترل و فشار كه اهميت راهبردي خاصی نيز دارد ياد مي شود زيرا قطع صدور نفت و گاز از اين تنگه جهان را با بحران سختي روبرو مي كند و اهرمي است كه مي توان به كمك آن به منافع استراتژيك آمريكا و قدرت رويايي ان آسيب وارد ساخت. (حافظ نيا. محمدرضا. تنگه هرمز وامنيت جمعي ۱۳۶۸)

۲) قرار داشتن در موقعيت مناسب قدرت زميني براي ورود به شبه جزيره عربستان

۳) قرار گرفتن در موقعيت گسترش بحران به صحنه عمليات بزرگ

۴) تنگه هرمز در مركز خط دفاع مشترك بين دو قدرت زميني و دريايي واقع شده است. پس از اين طريق امكان كنترل شرق و غرب بخش مركزي خط دفاعي نيز امكان پذير است. مع هذا تنگه هرمز حكم يك سرپل را دارد.

۵) جنوب غرب آسيا از تركيه تا هندوستان تشكيل يك شبه جزيره را مي دهد و يك واحد ژئواستراتژيك را بوجود مي آورند. اين واحد در بخش مركزي ريملند قرار دارد و خليج فارس و تنگه هرمز محور و مركز آن محسوب مي شوند.

۶) تنگه هرمز جايگاه مناسبي براي برقراري ارتباط بين بدنه اصلي نيروي دريايي و واحدهاي مستقر در خليج فارس است و اساسا امكان دفاع از بخش شمالي خليج فارس را بويژه در خط دفاعي قدرت دريايي در مثابه با قدرت زميني به وجود مي اورد. در واقع نيروهاي دريايي ضمن حفظ ارتباط با عقبه خود در اقيانوس هند مي تواند خط دفاعي خود را تا دهانه بندر فاو  در اروند گسترش دهد. (حافظ نيا. محمدرضا/ تنگه هرمز و امنيت جمعي ۱۳۶۸)

۷) تنگه هرمز به علت داشتن وضعيت جغرافيايي خاص و وضعيت حقوقي مناسب كه در كنواسيون ۱۹۸۲ حقوق درياها پيش بيني شده است، امكان تردد شناورها و ناوهاي هواپيمابر و عبور زير دريايي ها و عبور ترانزيت هواپيماها و كشتي هاي تجاري فراهم است. قابل توجه است كه تنگه هرمز فاقد جايگزين براي ورود و خروج شناورهاي تجاري و جنگي و زيردريايي هاي بين خليج فارس و درياهاي آزاد جهان است.(دولت یار،۱۳۷۲،ص۱۰۲)

۸) عربستان سعودی به دنبال جایگزینی تنگه باب المندب بجای تنگه هرمز بود که بحران یمن و سناریوی جنگ در آن که از فروردین امسال رقم خورد، مداخله نظامی را به همراه آورد و سعودی ها به شدت بدنبال تسلط بر تنگه باب المندب هستند تا جایگزینی برای تنگه هرمز باشد و بتوانند در حوزه نیروی دریائی در تنگنای ژئوپلیتیکی قرار نگیرند. (خبرگزاری مهر/ اردیبهشت ۱۳۹۴)

همان طور كه ملاحظه شد اهميت ژئوپلتيكي اين منطقه آن را در رديف يكي از مهمترين مناطق راهبردي جهان قرار داده است. اين منطفه راهبردي در مجاورت جمهوري اسلامي ایران اهميت راهبردي دارد و باید بتوان از این ظرفیت ژئوپلیتیکی به نحو احسن استفاده کرد و تنگه هرمز و سواحل طولانی ما در خلیج فارس این ظرفیت را به فرصت استراتژیک تبدیل خواهند کرد. 

 

منابع

۱-حافظ نيا . محمدرضا . تنگه هرمز و امنيت جمعي  انتشارات سمت  ۱۳۶۸

۲-دولت یارمصطفی، رژیم  حقوقی تنگه هرمز، انتشارات دفترمطالعات سیاسی وبین المللی وزارت خارجه ۱۳۷۲

۳- خبرگزاری مهر ۱۳۹۴

*معاون دانش و پژوهش نیروی دریائی سپاه

 بصیرت

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

image